مؤلف مجهول ( مترجم : عبد اللطيف طسوجى تبريزى )

519

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى )

ميشوم : مشئوم ، شوم ، نامبارك ميل : واحد مسافت در حدود 1000 گام ميمنه : جانب راست سپاه مؤنه : لوازم معيشت از نفقه ، خرج ، هزينه ، رنج ، زحمت ن نار : انار نبات : گياه نبيد : نبيذ ، شراب خرما ، خمرى كه از فشردهء انگور سازند ، آب افشرده كه از حبوب و جز آن گيرند نجدى : منسوب به نجد ( فلاتى كوهستانى در عربستان كه اسبان آن معروف است ) نحل : زنبور عسل نصّاب : عيار ، حيله‌باز ، خدعه‌گر محتال مال‌مردم‌خور ، آن‌كه به كارى پردازد كه به آن مأمور و منصوب نشده باشد نصف النهار : نيمروز ، وسط ظهر نطع : بساطى از پوست دباغت كرده كه گسترند و بر آن نشينند ، فرش چرمين كه محكوم به اعدام را بر آن نشانيده و سرش را مىبريدند نظارگيان : تماشاگران نعومت : نرمى ملايمت نفقات : بخشها ، هزينه‌هاى زندگى زن و فرزندان نفور : رميدن ، دور شدن ، رميدگى نفور : نفرت‌كننده ، رمنده ، گريزان ، نفرت‌انگيز نقمت : عتاب ، انتقام ، كينه‌كشى نمط : روش ، طريقه و و بال : سختى ، شدت ، عذاب ، بدى عاقبت ، گناه ، تقصير ، در اصطلاح نجومى به آن خانه از دو خانهء هر يك از خمسهء متحيره گفته مىشود كه با آن كوكب موافق نباشد ، بودن كوكب است در مقابل خانهء خود وثاق : اطاق ، خانه ، خيمه ، خرگاه وثاق : هرچيز كه به وسيلهء آن چيزى را ببندند مانند ريسمان و زنجير و غيره وظيفه : مواجب